ادامه مطلب
حالا توصیه من--.باید اول نظم ممکن، با توجه به تمام جوانب امر مشخص شده و توسط نشریات و هر وسیله دیگری برای مردم و علاقمندان توضیح داده شود و در جهت شناخت بیشتر و عمیق تر نظمِ تعریف شده حتی لحظه ایی آرام نگرفت و با تمام قوا آن را تبلیغ و تبیین نمود.هم زمان با تبلیغ نظم جدید -انسان ها را تعلیم دهیم تا با درک عمیق از نظم(نظم کلی) بتوانند زوایای جدیدی در نظم و تعلیم آن بگشایند و بتوانند در زندگی خود اعم از فردی و اجتماعی ایتی از نظم شوند عملا به دیگران نشان بدهند که یک انسان منظم و با دانش و مسلط بر نفس خود چگونه آدمی هست.با افزایش این انسان های منظم در حالی که هیچ تحرک اجتماعی توسط ایشان انجام نمی گیرد و ترتیب داده نمی شود جمعی فراهم می ایند که عمل و حرف- برای پیشوائی دارند.پیش بینی می کنم رفتار این انسان های منظم سخت مورد توجه جامعه قرار بگیرد وتعداد افرادی که نظم را باور دارند بسرعت افزوده شود.این انسان های منظم حتما دارای مشاغلی خواهند شد که در اجرای وظیفه خود هم - با تعهد و نظم کار خواهند کرد.بیش نگویم. پیش بینی من، پانزده سال برای رسیدن به نقطه اول و استراتژیک این اقدامات زمان لازم داریم. در مراکز علمی و دانشگاه ها و مراکز آماری درس ها و بحث ها همه در مورد نظم و انضباط و بهره گیری از علم است و در این مورد در علم اقتصاد به این مسئله بیشتر توجه شده است.
اما فعلا در عمل دقیقا افرادی مدیر و مسئول می شوند که به هیچ عنوان به آموخته های دانشگاهی خود ایمان ندارند و به اصل آشفتگی با تمام وجود معتقدند.زیرا بر اساس یک نظریه کاملا پنهانی نظریه اقتصادی این ها بر مبنای هزینه کمتر و نگهداری اصل سرمایه و سود جوئی از طریق روابط خاص است و به همین دلیل تمام موازین علمی اقتصاد را برعکس در نظر می گیرند و کاری می کنند تا حکام که خود هسته اصلی آشفتگی هستند مخالفان و معترضان روش آن ها را با ارزان ترین قیمت کفن پوش کنند.در حقیقت ساختن یک قوه بی طرف و قدرتمند قضائی و ایجاد یک نیروی انتظامی درست کار و با انضباط از عهده حکومت ها خارج است لذا در جهت ایجاد آشفتگی و ادامه قدرت حکومت آشفته ساز-- اول قوه قضائیه را با ساده ترین روش از دور عدالت خارج کرده و گوش مسئولین این قوه به سخنان مخالفین را کر کرده و آن ها فقط به حرف نیرو های امنیتی گوش می دهند و خواسته آن ها را اجرا می کنند .و از طرفی هم نیروهایی که در اختیار قوه قضائیه هستند را گرسنه و وابسته و محدود می کنند و با حقوق ناکافی آن ها را به گرفتن رشوه و حق و حساب وادار کرده و به نوبه خود نیروها ئی که باید ضابط نظم و انضباط اجتماعی باشند رسما به یک کانون آشفتگی در جهات مربوطه وادار می کنند.
ادامه دارد



