ادامه مطلب
برآشفتن
بسیاری از متفکرین و دل سوزان در برابر این همه آشفتگی بر آشفته می شوند.کسانی که در مقابل آشفتگی قد علم می کنند چند دسته هستند بیشترین و مهم ترین آن ها کسانی هستند که به منظور توقف و رهائی از آشفتگی خودشان بر آشفته شده و به نوع دیگری به حجم آشفتگی می افزایند و از این که در تمام طول عمر نمی توانند تاثیر مهمی در جهت توقف آشفتگی داشته باشند متعجب هستند و غافل از این هستند که راه مبارزه با آشفتگی هرگز افزایش آن نیست و این افزایش به هر صورت و با هر نیت نمی تواند امری را متوقف کند.بعد افرادی هستند که با درک آشفتگی و ارزیابی توان خود، سعی دارند از آشفتگی ها فاصله گرفته و شخصا آرام بگیرند و از امور دنیائی و اجتماع فاصله می گیرند.این افراد تا اندازه ایی از آشفتگی کاسته اند اما در حد یک نفر و نسبی و این عمل هم در مقایسه با اندازه های غول آسای آشفتگی های متنوع، کاری مورد توجه نخواهد بود و تعدادی هم در حد توان خود آرامش را تبلیغ می کنند و شاید نفرات معدودی با قبول حرف های ایشان کمی از آشفتگی فاصله می گیرند لطفا به نظریه من.عنایت بفرمائید اول این روش نیاز به زمان طولانی دارد اما در حقیقت هیچ چاره ایی جز تحمل، به ذهن من نرسید.و چون این یک قدم موثر و حتما موفق خواهد شد پیروزیش می تواند پاداش صبر و اجرای درست ما باشد.ضمنا اگر کسی راه بهتری که آشفتگی ایجاد نکند بلد است بفرماید.
در این روش فرد باید ابتدا تمام آشفتگی های شخصیتی و فردی خود را شناسائی کرده و حتی یادداشت کند.بعد تعریف مشخصی برای این آشفتگی ها از نظر خودش داشته باشد و بعد با مرور شبانه اعمال و کردار روزانه خود بدون قضاوت ،مشخص کند تاچه میزانی از آشفتگی فاصله گرفته است.در مورد حکومت هم بدانید که هیچ تحرک خیابانی و هر نوع اقدام دیگر علیه حکومت ها راه بجائی نمی برد.تا زمانی که، تعداد افراد آرام و متفکر در جامعه افزایش یافته و بعنوان مرجع معروف شوند.مشتاقان آرامش می توانند با مطالعه و دریافت مضامین آسودگی و آرامش در جمع دوستان پاره ایی از یافته های خود را مطرح کنند. ولی نباید در باره نیت و غرض خود حرفی بزنند.چون به محض روشن شدن مقصد صحبت ها، همه حالت دفاعی بخود خواهند گرفت و موضوع نابود می شود.ولی گفتگوی ساده و بی پیرایه و قابل درک می تواند اهلش را متوجه وخامت آشفتگی جهان بکند.آسودگی و آرامش ناشی از اندیشه، باعث تعالی و رشد همه جانبه شخص شده و او را در برابر آسیب بسیاری از آشفتگی ها مصون می سازد.شناخت کامل تعدادی از آشفتگی های جامعه و سعی کردن در مورد فاصله اندازی ،یک موفقیت انفرادی بوده ولی در عین حال قابل تسری و افزایش به افراد مشتاق است.دیر یا زود بشر ناگزیر است که با انواع آشفتگی ها مقابله کند و بر آشفته شود.برای بدست آوردن بهترین حالت مبارزه و توفیق باید بعد از شناخت، قصد رهائی کرد و با هشیاری با آشفتگی ها بر خورد کرد.کسانی در امر آرامش موفق خواهند بود که خود را زیاد درگیر موارد متعدد آشفتگی ها نکنند و موضوع آشفتگی مورد نظر و در توان مبارزاتی خود را انتخاب کنند و با بقیه موارد کاری نداشته باشند.آشفتگی درد و عارضه ایی هست که هزاران سال در اذهان بشریت ریشه دوانده و نمی توانیم به سرعت و در زمان کوتاه با آن مبارزه کنیم.در این جا باید عرض کنم که دریافت موضوعاتی که در این مقاله نوشته شده به خاطر عنایتی بوده که به من روا داشته شده و من در یک لحظه و حالت خاص با هشیاری موضوع را دریافت کردم و با تفکر مدت ها تلاش کردم و موارد معروضه را نوشتم.و این در حالی هست که جامعه کمتر فرصت و شانس خودنگری دارد و هر نفر سعی دارد در این آشفته بازار نفعی عاید خود کند و این حالت حتما تشدید کننده آشفتگی فردی و اجتماعی هست.ما ناگزیر هستیم فقط از خودمان شروع کنیم و البته آماده دریافت ضربات و حمله های ناشی از متفاوت بودن را هم تحمل کنیم ولی این یک فرصت ناب و دست اول است که شما با مطالعه این مطالب بدست آورده اید قدرش را بدانید و روح و ذهن و زندگی خود را از میان این همه آشفتگی بیرون بکشید
21/1/403سید سیروس موسوی
ادامه مطلب
چون علاوه بر درهم ریختگی اخبار واقعی سر مردم هم به انتشار و خواندن این مطالب گرم هست و مغرضین نهایت استفاده از این آشفتگی را می برند.با توجه به حجم بزرگ اطلاعات منتشر شده توسط رسانه های انفرادی میزان زیادی از اطلاعات شخصی و سازمانی و اقتصادی و.....توسط متخصصین استخراج می شود و هر آن، بندی بر بندهای قبلی به دست و پای طرفداران نظم اضافه می شود.اطاق های فکر و سردمداران دنیای مجازی بطور دائم در حال تولید محتوا جهت افزایش آشفتگی در زمینه رسانه های انفرادی و به تبع آن اجتماع هستند.شاید این مثال بتواند موضوع را به ذهن خواننده بیشتر نزدیک کند.مجموع رسانه های انفرادی مثل یک گله گاو وحشی که رم کرده اند در حال دویدن به سمت ناکجا هستند در این گله خطر واقعی متوجه گاوهای ردیف اول است چون به محض کوچک ترین توقف و یا خستگی زیر سم گاو های پشت سر تکه تکه خواهند شد.تمام متفکرین حوضه های رسانه ایی سعی می کنند افراد بخصوص و مورد نظر را در صف اول گله نگه دارند تا مطمئن شوند که در صورت ناامیدی و یا خستگی زیر سم پشت سری ها، له خواهند شد و بعد از ایشان تعداد دیگری در صف اول قرار خواهند گرفت و چرخه تکرار خواهد شد.سرعت و سیر اطلاعات آن چنان عظمتی پیدا کرده که هیچ تعریف فراگیر و مشخصی نمی تواند بیان کننده موضوع باشد و فقط شاید بتوانیم بگوئیم نهایت آشفتگی مخرب و غیر قابل مهار در جهان ایجاد شده است .اما باز تکرار می کنم این آشفتگی مورد استفاده کامل حکومت ها و سردمداران جهانی قرار دارد و تلفات این آشفتگی مربوط به سازمان ها و شرکت های کوچک و افراد است و مصونیت از این آشفتگی برای دارندگان موبایل و اینترنت تقریبا محال است.سایر آشفتگی ها در مورد پوشاک و موسیقی و خوراک و اتومبیل و تبلیغات بازرگانی و شخصیت و اعتقادات هم خودشان داستان خود را دارند.در حقیقت در کثرت آشفتگی انتظار آرامش و تثبیت در هر مورد قابل ذکری یک امر محال است و در حال حاضر جهان هم آشفته هست و هم بطرف آشفتگی بیشتر می رود و هر آن به میزان آشفتگی ها افزوده می شود.
ادامه دارد
ادامه مطلب
یکی از مراکز آشفتگی جهانی اسرائیل هست.همه می دانند که هلوکاست توسط آلمان نازی صورت گرفت و در پایان جنگ جهانی هم آلمان شکست خورد و متفقین پیروز شدند خب چرا قسمتی از خاک آلمان شکست خورده را برای کشور اسرائیل اختصاص ندادند.مگر آلمان مقصر اصلی کشتار یهودیان نبود؟ولی متفقین قسمتی از خاک خاورمیانه را به یهودیان هدیه دادند تا یک کانون آشفتگی دائمی در منطقه ایجاد کنند.دهه ها اسرائیل در تنش با اعراب بود و از این راه قیمت و میزان تولید نفت به نفع غرب کنترل می شد و آشفتگی ها به اعراب اجازه نمی داد تا بیشتر به فکر ساختن اوضاع کشور خودشان باشند.در این زمان ایران با هماهنگی با آشفتگی غرب توانست تا میزان چشم گیری به پیش رفت های ظاهری دست پیدا کند.کم کم اعراب از آشفتگی خسته شدند و منطقه رو به آرامش نهاد.غرب که به هیچ عنوان تحمل آرامش منطقه را نداشت این بار حکومت ایران را عوض کرد و ماموریتش را مخالفت علنی و پر هزینه با اسرائیل قرار داد.حالا خیال غرب از وجود آشفتگی زیاد و دائمی راحت است و ایران و اسرائیل طبق برنامه های از پیش تعیین شده دائم آشفتگی ایجاد می کنند و منطقه را بیش از پیش با آشفتگی های گوناگون مواجه کرده اند.البته کسانی در ایران هستند که با قلب و نیت پاک اعمال اسرائیل را تقبیح می کنند و برای فلسطین دل می سوزانند .اما این عده از انسان ها کاری از پیش نخواهند برد زیرا مانند بسیاری از پدیده ها که طرفداران و محبین خود را دارند این ها هم در دسته انسان های خوش خیال و آرزومند و ساده لوح جای می گیرند.اصل مطلب ایجاد آشفتگی بر اثر مخالفت های حساب شده بین حکومت ایران و اسرائیل است که دائم در حال ازدیاد هم هست.ولی در همین جا قول می دهم حتی اگر ایران به بمب اتمی هم دست پیدا کند و موشک هایش برد پنج هزار کیلومتر هم برسد خم به ابروی اسرائیل نخواهد آمد و هیچ آسیب جدی از طرف ج.ا اسرائیل را تهدید نخواهد کرد زیرا هر دو کانون قابل اعتماد تولید آشفتگی هستند.
از مهم ترین و کار آمد ترین کانون های ایجاد آشفتگی رسانه ها هستند منظورم تمام رسانه ها هست.دوستان- دشمنان -بی طرف ها- دولتی ها -سرمایه داری ها-جمعی و انفرادی همگی در ایجاد یک آشفتگی افسار گسیخته مشارکت دارند.در این شرایط بیشرین تولید آشفتگی به عهده رسانه های انفرادی هست زیرا آن ها مسائلی را اعلام می دارند که راست و دروغش مشخص نیست و هیچ منبع قابل کنترلی هم ندارند و اتفاقا کسی هم بدنبال منبع و تائید مسائل نیست این رسانه توانسته گوشه های کوچک و پنهان مسائل را نمایان کرده و به سهم خود آن ها را آشفته کند.دقت بفرمائید روزانه حدود یک میلیارد مطلب در رسانه های انفرادی منتشر می شود و تصور بفرمائید که چه آشفتگی عظیمی از این همه مطلب گوناگون ایجاد خواهد شد.تمام این تحرکات و تولید آشفتگی حتما و قطعا به نفع حکومت ها و سردمداران جهانی هست
ادامه دارد
ادامه مطلب
این احساس ضعف در حجم جامعه و دراز مدت به این جا می رسد که مردم قدرت های مسلط جامعه مثل حکومت ها و قوای نظامی و بانک ها و مردان مذهبی و سیاست مداران را برتر از خود می شمارند و ستایشگر آن ها می شوند و در حقیقت در این جهان آشفته دست آویزی برای خود انتخاب می کنند تا بتوانند هجمه و تلاطم همه آشفتگی ها را دوام بیاورند و حتی در بعضی مواقع به تعلیمات و تصورات خود پناه برده و برای خود ناجی قوی و قدرتمند ابدی می سازند و از ترس آشفتگی های موجود قربان و صدقه او می روند و برایش نذری می دهند و قربانی می کنند.در حقیت قراره که شخص غائب بیاید و یک نظم خوب و جهانی و جمیع الاطراف بسازد.اما هرگز و از روی ترس از خود سئوال نمی کنند که چگونه می شود با کشتن بیش از هشت میلیارد نفر- جهانی منظم ساخت که در آن عدالت هم وجود داشته باشد.آن ها باید به سابقه بشریت توجه کنند و بدانند که هرگز نتیجه یک کشتار، بهر صورت، نظم و عدالت و تساوی و برابری نبوده است.کما این که زمانی که تعداد بشر حدود ده دوازده نفر بوده است طبق روایات یک برادر برادر خودش را می کشد و از همان لحظه آشفتگی بشریت شروع می شود . و سردمداران مذاهب چون خودشان درک واقعی از آشفتگی دارند و از عدالت خواهی و نظم طلبی حال فعلی جامعه در وحشت دائم هستند این است که وعده های بزرگ و رویائی در مورد دستیابی بشر به عدالت واقعی را تبلیغ می کنند و بنوبه خود در تداوم هرچه بیشتر آشفتگی کوشش می کنند و انسان عدالت جو و مداح عدالت نیز شیفته این وعده ها شده و تا حد تقدس تصور خود را ارتقا می دهد و حتی با مخالفین تصورات خود مبارزه و دعوا می کند که این هم در نوع خود تداوم آشفتگی است زیرا برای رهبران و سر دمداران جهان وجود انسان عدالت جو که در زمان حال بدنبال پیدا کردن و دست یابی به عدالت است بسیار مزاحم و حتی خطرناک است.پس باید انسان هارا با انواع شگردها به خواب رویائی برد تا آن ها فرشته عدالت را در خواب ببینند و باور کنند دستیابی به عدالت آن دور و خارج از دسترس است که حتی خداوند هم به تنهائی قادر به ایجاد آن نیست و حتما باید یک دستیار زمینی به او در ایجاد عدالت کمک کند.و این عظمت عدالت است که تحمل فشار آشفتگی در زمان حال را میسر و آسان کرده است.اما در جهان آشفته هیچ موردی نه مقدس است و نه آسمانی .جهان آشفته فقط در مورد افزایش آشفتگی به آسمان نیاز دارد و مردان روحانی نیز متولیان استفاده مناسب از آسمان در مورد تقویت آشفتگی هستند.آن ها در نشان دادن بی رحمی و سختی عذاب های آسمانی و دقت و مراقبت در رفتار و کردار زمینیان مطالبی ساخته اند و دائم در فکر نشان دادن چنگ و دندان و خشم خدایان خود هستند که چنانچه بشر در این جهان به آشفتگی تن در ندهد و خود عامل آشفتگی نشود چگونه توسط خدا دریده شده و از نعمت های تصوری محروم خواهد شد.حتی در مذاهب مسیحیت که ادعای مهربانی دارند در تمام کلیسا ها یک مجسمه بطور فجیعی بر صلیب آویخته شده که خونالود است و نشان می دهد که خداوند آن ها ،چگونه توانسته پیامبر خود را که بدنبال ایجاد آرامش بوده مجازات کند بله مجسمه مسیح بر صلیب یک هشدار است و یک معرفی خدای خشن و بی منطق که می تواند نزدیکترین فرد بخود را فقط بدلیل شناخت عدالت و آرامش به سخت ترین وضعی به صلیب بیاویزد و طبیعی هست که مردم از این موجود بترسند و بطرف فراموشی که یکی از منابع مهم ایجاد آشفتگی هست پناه ببرند.البته نقش خود ترس در وجود آشفتگی نیز بسیار با اهمیت است .
ادامه دارد



