ادامه مطلب
تلفات زیادی هم در این راه متحمل شده ایم.مبانی اعتقادی
بسیاری از جوانان به دلایل مختلف سیاسی و اجتماعی و
اقتصادی تا حد خطرناکی ضعیف شده و این روند رو به رشد
همچنان ادامه دارد.
در مقابل این ریزش بزرگ اعتقادی، جوانانی وجود دارند. که
دارای اعتقادات بسیارمحکم و قابل توجه شده و آنقدر نیروی
این جوانان بزرگ و چشمگیرارزیابی می شود. که حکومت با
خیالی راحت دلخوش به همین میزان قدرت نرم اعتقادی،
مشغول کار خود است.
افزایش هر قدرت نرمی در هر جامعه ایی، نیاز به سرمایه
گزاری و زمان و دقت و مراقبت و بخصوص تخصصهای خاص
دارد.وافزایش قدرت نرم اعتقادی بصورت خاص، نیازمند
مردان شایسته مذهبی و متخصص امور دینی و روانی
می باشد. که تا کار جامعه ما به بحران غیر قابل برگشت
نرسیده باید با آسیب شناسی، مخصوصانسبت به افکار
و اعمال خودشان، قدرت نرم اعتقادی مردم را از
ورطه هولناک پیش رو نجات دهند.لازم است عرض کنم
ضعف این قدرت نرم حیاتی، ناشی از کم کاری و سهل
انگاری حتمی مدارس به اصطلاح، علمیه است. که تا
کنون نتوانسته خودش را با تحولات دنیا و امروز، هماهنگ
کند.همچنین عرض می کنم قدرت نرم اعتقادی هیچ
جایگزین و یا شبیهی ندارد ودر صورت از بین رفتن همه
و یا قسمتی از آن با هیچ عاملی قادر به جبران آسیب
نخواهیم بود.
و خطرناکتر تکیه به باقیمانده قدرت نرم اعتقادی و
باور اینکه می توان قسمت بی اعتقاد جامعه را به زور
و جبر وادار به پذیرش اعتقادات کرد.البته که تقابل افراد
معتقد و بی اعتقاد در یک جامعه به نابودی کامل قدرت
نرم اعتقادی منجر شده و هیچ نتیجه دیگری در این
مورد متصور نخواهیم بود . پدیده جالب دیگری هم در
این درگیری بوجود می اید. افراد متظاهر که بنا بدلایلی
ازقبیل شغل و نیاز و.....مجبور به تظاهر در جامعه
هستند. واین دوگانگی می تواند ریشه بسیاری از
قدرتهای نرم طبیعی جامعه را بسوزاند.
از حالا موقعیت و طرز فکر فرزندان این افراد و
ناتوانی های تربیتی آنها مشخص است.این روش
علاوه بر تضعیف قدرت نرم اعتقادی به قدرت نرم
خانواده و اجتماع نیز لطمات زیادی واردمی نماید
من شخصا هنوز به جائی نرسیده ام که بفهمم
معتقد بودن درست است و یا بی اعتقادی .اما به
یک موضوع رسیده ام
که کسانی که به موردی اعتقاد دارند با تمام وجود
برای حفظ آن اعتقاد و مورد مربوطه به اعتقادشان کار
می کنند مبارزه می کنند—می جنگند و می میرند.
اما کسانی که بی اعتقاد هستند معمولا کارهای ناشی
از باور را انجام نمی دهند و در بسیاری از مواردهم باز
کاری از پیش نمی برند .و اخیراهم کارشان شده حمله
به افراد معتقد. .این یک درگیری درون اجتماعی هست
که عوامل گوناگونی در تشدید و ادامه یافتن آن دخیل
هستند.
ولی قدر مسلم اینست که این درگیری ها قدرت نرم
اعتقادرا ضعیف کرده و هیچ حاصلی برای طرفین ندارد.
عرض می کنم چرا طرفین نسبت به نمایش
درستی های نظر خود وزیبائی های موجود در باور خود
مطلبی به یکدیگر و به بقیه ارائه نمی دهند.بدانید ضعف
در قدرت نرم مذهبی فقط باعث مرگ و نابودی آنها
نخواهد شد .این یک زیان و خسارت جبران ناپذیر به
تمام انفاس مملکت است و معتقد و غیر معتقد
نمی شناسد.
همگونی یک جامعه در مورد قدرت نرم مذهبی ظاهر
فریبنده ایی دارد زیرا در ابتدا بنظر میرسد همگونی
اعتقادات تولید قدرت نرم میکند .در حالیکه موضوع
عکس است و در جامعه های همگن مذهبی تقریبا
قدرت نرم ناشی از اعتقادات کارساز نیست.چون در
کوره روزگارو در کشاکش اتفاقات اجتماعی پرورده
نشده است.
قدرتهای نرم دیگر، معمولا قابل معامله و بده
بستان وواگذاری نیستند
اما قدرت نرم مذهبی به راحتی در اختیار دیگران
قرار می گیرد و شرط هم میهن بودن و یا هم
جامعه بودن و یا حتی هم دین بودن راندارد.
کافی است اعتقادی در بازار مکاره جهان با
سلیقه و دقت ارائه شود.با .....
ادامه دارد



