ادامه مطلب
و البته از مقدار و تراکم نفرت ملت از خود و روششان هم غافل نمانده اند و فرزندان و اذناب حرام زاده خود را در دامان ابر قدرت ها انداخته اند تا آن ها کیف کنند و ایشان هم که هر لحظه منتظر سقوط حکومت هستند جائی برای فرار و پناه بردن داشته باشند.بله اولین زمزمه سقوط حکومت که می توانست یک حکومت شایسته و خدائی باشد را همین مسئولین رده بالا سر دادند زیرا آن ها علیرغم شعور کم اشان می توانستند حدس بزنند که سقوط نزدیک است و این را هم بیان کردند.ولی ادامه این حکومت مدیون در هم ریختگی و اشفتگی حیرت انگیز داخلی و جهانی هست.مثلا در هیچ جای دنیا در سال 1965 چنین حکومت هایی نمی توانستند حتی در دیوانه ترین تخیلات رهبران سیاسی کشورها برای دو روز به عمر ننگین خود ادامه دهند.
وجود آشفتگی در آموزش و پرورش و آموزش های عالی خیلی زود و سریع شروع شد و دانش آموزان و دانشجویان سال 57 بهتر از هر کسی می توانند این آشفتگی های وسیع را حس کرده و بیان کنند.هنوز چند ماهی از شروع حکومت سپری نشده بود که به بهانه انقلاب فرهنگی کلا ترمز دانشگاه ها کشیده شد و سال ها فعالیت آموزش عالی تعطیل کامل بود.توقف آموزش در تمام سطوح این خاصیت را داشت که صاحب اندیشه و تفکر سیستماتیک و سازمان یافته دیگر تولید نشود و به موازات این توقف، نابود سازی معتقدین به نظم و انضباط هم ،شروع شد و تغییر و تعویض گسترده در سطح مدیریت های کلان و نیمه کلان صورت گرفت و اشخاصی منسوب شدند که جز نابودگری کار زیادی از دستشان بر نمی امد.زمانی که یک موسسه و یا سازمان از افراد با تجربه و کاردان خالی شود اولین موج اشفتگی شروع شده است.صاحبان رتبه و اندیشه و تجربه که می دانند از دست مدیر جدید کاری بر نخواهد آمد و هم چنین خود را شایسته تر از آن می دانند که تن به زیر دستی این اشخاص بدهند از شغل و موقعیت خود کناره گیری می کنند و سازمان و اداره و موسسه سخت دچار آشفتگی و لرزش و لغزش می شود.پست های سازمانی از اشخاص لایق خالی می شود و مشتی افراد سود جو و فرصت طلب جای آن ها را می گیرند تا با ناکار آمدی خود زمینه ساز آشفتگی های بزرگتر و در سطح ملی شوند.ورشکستگی های ناشی از سوء مدیریت و اختلاس و ناواردی سر بفلک گذاشته و هم چنان آشفتگی در مورد اقتصاد در سطح کشور ایجاد شده و ادامه پیدا خواهد کرد.حالا می دانیم که انتصاب مدیران نا کار آمد مربوط به اوائل حکومت بود ولی در حال حاضر اشخاصی منصوب می شوند که استعداد ذاتی در مورد ایجاد آشفتگی دارند و حکومت از روی تدبیر و حساب شده این هسته های آشفته ساز را مسئول می کند و شاهد بوده ام که حداکثر پس از شش ماه انتصاب این مدیران کلا کارخانه و سازمان و ....از هم گسیخته و ورشکست شده اند. داستان آشفتگی در سطح جهان و به تبع آن در سطح ملی این است که حکومت ها بجای تحمل هزینه های سنگین برای ایجاد نظم و ترتیب و رشد همه جانبه که هم گران است و هم از عهده بیشتر حکومت های جهانی خارج شده ترجیح می دهند که اوضاع را در همه جهات آشفته نگاه دارند.دقت بفرمائید حکومت ها به جای خرید یک صد دست کت و شلوار و پیراهن و کراوات و کفش، یک کفن می خرند .و آن کفن را بر اندام اولین و پر شور ترین و یا متفکرترین می پوشانند و تا مدتی از جهت اعتراضات و حرکات خیابانی مصون می مانند و منتظر یک بدن دیگر صبرمی کنند تا او را کفن پوش کرده و مایه عبرت قرار دهند.
ادامه دارد



