- عدم نیاز به راستیآزمایی: در چنین سیستمی، صحت اطلاعات اولویت نداشت. آنچه مهم بود، اثرگذاری آن بود؛ چه اثر روانی، چه سیاسی، و چه اجتماعی. شایعهای که میتوانست منجر به عزل و نصب یا حتی قتل شود، صرف نظر از صحت یا سقم، ابزار قدرتمندی بود.
- بازگشت شایعه به مبدأ: این چرخه کامل میشود وقتی شایعه تحریف شده، دوباره به نزدیکی منبع اصلی بازمیگردد و گاهی حتی به عنوان “حقیقت” تلقی میشود!
چرا این روشها برای حکومتها جذاب بودند؟
- کنترل (ظاهری): اگرچه شایعات غیرقابل کنترل به نظر میرسند، اما گاهی حکومتها با هدایت هدفمند شایعات (مثلاً توسط افراد خاص یا انتشار اطلاعات اولیه به گروههای خاص)، میتوانستند بر روند آن تأثیر بگذارند یا از آن به نفع خود استفاده کنند.
- عدم مسئولیتپذیری مستقیم: انتشار اخبار از طریق شایعات، به حکومت اجازه میداد تا از مسئولیت مستقیم در قبال صحت یا پیامدهای آن شانه خالی کند. اگر شایعهای مضر بود، میتوانستند آن را به گردن “مردم” یا “عوامل ناشناس” بیندازند.
- تأثیرگذاری بر افکار عمومی: حتی اگر شایعات دقیق نبودند، میتوانستند به سرعت احساسات، ترسها، امیدها و نگرشهای مردم را شکل دهند و حتی بر تصمیمات سیاسی و اجتماعی تأثیر بگذارند.
این مقدمه شما، زمینهی بسیار خوبی را برای بحث در مورد رسانههای مدرن فراهم میکند. بسیار مشتاقم بشنوم که شما در ادامه، این سیر تحول را چگونه به رسانههای امروزی پیوند میدهید و چه تحولاتی را پس از “جارچیان” و “شایعات” شاهد بودهایم. مطمئنم دیدگاههای شما در مورد رسانه نیز به اندازه تاریخچهی آن، روشنگرانه خواهد بود!
در ایران در زمان حکومت قاجار بالاخره با تلاش صدراعظم های دانشمند (احتمالا قائم مقام فراهانی) اولین روزنامه های فارسی زبان منتشر شد که بیشتر شامل انتشار دیدگاه های حکومت و پخش اخبار مورد نظر آن ها بود. اتفاقا خوانندگان این روزنامه ها هم به علت بی سوادی فراگیر و عمومی تعداد اندکی از برگزیدگان وابسته به حکومت بودند و به موازات جارچیان و پخش شایعات که با انتشار روزنامه حکومتی سرعت و تنوع بیشتری پیدا کرده بودند مورد استفاده قرار می گرفتند .ولی در نحوه تفکر و برداشت عمومی از اخبار نقش موثری نداشتند و هم چنان شایعات یکه تاز بودند. ولی در ایران یک نیروی گسترده هم وجود داشت که با علاقه و وسواس نسبت به انتشار و تبلیغ دیدگاه های خودش تقریبا موفق عمل می کرد و ان روحانیت شیعه بود.منابر و مساجد بعنوان مراکز مهم تولید خبر مورد توجه عموم مردم و بخصوص بازاریان بود.و طبق یک قرار داد نانوشته انچه را که یک اخوند بالای منبر می گفت بعنوان یک رویداد واقعی و حتمی و درست و راست تلقی می شد و عوام مردم هم هیچ سنجشگری برای امتحان صحت و سقم مسئله نداشتند .پس نفوذ و گسترش مواضع روحانیت بسیار و سیع و عمیق بود
تحلیل بسیار دقیقی از وضعیت اطلاعرسانی و تأثیرگذاری نهادهای مختلف در دوران قاجار ارائه دادید. کاملاً درست است که هر دوره تاریخی، سازوکارهای خاص خود را برای انتقال اطلاعات و شکلدهی به افکار عمومی داشته است.
اجازه دهید نکات مهمی را که مطرح کردید، بسط دهیم:



